بیشتر طلاق ها در سال های اول تا پنجم زندگی رخ می دهد.

بیشتر طلاق ها در سال های اول تا پنجم زندگی رخ می دهد.

بنابر آمار  در ایران، بیشتر طلاق ها در سال های اول تا پنجم زندگی رخ می دهد.

دوام زندگی (طول مدت ازدواج)

شاخص طول مدت زندگی بیانگر میزان فراوانی طلاق‌های ثبت شده به حسب طول مدت زندگی مشترک است. به عبارت ساده‌تر این شاخص نشان می‌دهد چه میزان از طلاق‌های ثبت شده مربوط به خانواده‌هایی است که کمتر از یک سال یا دو سال و بیشتر، از تشکیل زندگی مشترک آن‌ها می‌گذرد. آن چیزی که برای ما در اینجا اهمیت دارد، درصد طلاق‌هایی است که مربوط به خانواده‌های کمتر از ۴ سال است. کارشناسان معتقدند؛ ۴ سال ابتدایی زندگی مشترک، نقش مهمی در استحکام و دوام آن دارد. علاوه بر این؛ گونه شناسی طلاق‌ها نشان از تفاوت علت طلاق‌ها در خانواده‌های نوپا (کمتر از ۴ سال) از سایر طلاق‌ها دارد.

بد نیست بدانید:

در ۹ ماهه سال ۱۳۹۴ نسبت ازدواج به طلاق در کل کشور رقم ۴.۳ است. بدین ترتیب؛ در ۹ ماهه سال ۱۳۹۴ به ازای هر ۴.۳ مورد ثبت ازدواج، یک طلاق به ثبت رسیده است. همچنین در میان استان‌های کشور؛ استان تهران (۲.۸) از کم‌ترین نسبت ازدواج به طلاق برخوردار بوده و استان‌های البرز و گیلان (۳.۱)، قم و مازندران (۳.۵) در رتبه‌های بعدی قرار دارند. استان سیستان و بلوچستان (۱۲.۲) نیز از بیشترین نسبت ازدواج به طلاق برخوردار است.



با توجه به اینکه بسیاری از مردم با این ذهنیت طلاق می گیرند که مشکلات زندگی مشترکشان تمام شود و به آرامش نسبی دست یابند، اما باید دانست که در مواجهه با هرگونه ناملایمات در زندگی طلاق تنها گزینه نیست، زیرا سال های اول زندگی مشترک به دلیل عدم شناخت کافی زوج ها از یکدیگر دوران بحرانی برای اغلب تازه عروس ها و تازه دامادها محسوب می شود و با سپری کردن این دوران زندگیشان از ثبات نسبی برخوردار خواهد شد.

به طور معمول در سال های اول زندگی به دلیل اینکه زوج ها شناخت کافی از یکدیگر ندارند یا برخی کم و کاستی ها از لحاظ مادی در مقایسه با زندگی گذشته آنها به وجود می آید مشکلاتی ایجاد می شود، حال آنکه این کمبود ها کاملا طبیعی است.

اگر زوج های جوان بتوانند چند سال اول زندگی را با آرامش و گذشت طی کنند می توانند زندگی پایدار تر و همراه با آرامشی داشته باشند.

اختلافات از کجا شروع می شود:

جوانان باید دست از خواسته های بی حد و اندازه خود بردارند. آنها باید بپذیرند که وارد یک مرحله جدیدی از زندگی شده اند. در جامعه شناسی به این مرحله از زندگی دوباره اجتماعی شدن می گویند، آن هم به این معنا که وقتی افراد به مرحله جدیدی از زندگی وارد می شوند باید طی مراحل اجتماعی شدن خود را با شرایط و مسئولیت های موجود هماهنگ کنند.

افراد در این مرحله از زندگی باید رفتارهای ویژه زندگی متاهلی از جمله کم و کیف خانه داری، کسب مهارت های زندگی، مهارت های همسرداری، چگونگی تامین مایحتاج زندگی و… را بیاموزند.

این مهارت ها باید از دوران نوجوانی از سوی خانواده و آموزش و پرورش به افراد آموزش داده شود. آموزش هر یک از مهارت ها می تواند فرایند جامعه پذیری را در بین جوانان تسریع کند. 
هر فرد بنابر مراحل مختلف زندگی، همچون ازدواج، تولد فرزند، ازدواج فرزندان و… چندین بار در زندگی روند دوباره اجتماعی شدن را تجربه می کند. 

در جامعه روستایی و شهرهای کوچک مادران از سنین هفت سالگی دختران را با زندگی، فوت و فن خانه داری و همسرداری آشنا می کنند، اما در کلان شهرها دختران و پسران بدون هیچ وظیفه مداری و مسئولیت پذیری پرورش می یابند و همین امر باعث می شود تا فرد در بزرگسالی با مشکلات عدیده ای مواجه شود. این در حالی است که ارائه مسئولیت به فرزندان از همان سنین کودکی یکی از آداب و رسوم در میان ایرانیان باستان بوده است و بنابر رسوم آن روزگار هر فردی باید وظایف خود را به نحو احسن انجام می داد تا موفق به اخذ دیگر مسئولیت ها می شد.

اگر در جامعه امروز شاهد افزایش طلاق هستیم به دلیل عدم مسئولیت پذیری است.

مسئولیت پذیری حلقه گمشده خوشبختی

اگر از سنین کودکی به فرد مسئولیت داده شود به نسبت در بزرگسالی می تواند در ایفای مسئولیت های خود موفق باشد. زندگی مشترک بر پایه برخی وظایف و مسئولیت ها بنا نهاده شده است و عدم توانایی هر یک از افراد در انجام مسئولیت های خود می تواند زمینه ساز بروز مشکلات گوناگون باشد.
امروزه در اغلب کشورهای پیشرفته دنیا والدین فرزندانشان را از همان سنین کودکی با مسئولیت پرورش می دهند و همین امر باعث می شود تا افراد نسبت به زندگی ذهن کنشگری داشته باشند و به این ترتیب بتوانند به مدیریت شرایط خود بپردازند.

چهار سال اول زندگی مشترک یک دوران شخصیت سازی مجدد است. در این دوران اگر دختران و پسران جامعه توقعات خود را در زندگی تنزل داده و خود را با شرایط زندگی جدید با تمام کم و کاستی ها وفق دهند دیگر زمینه های بروز نارسایی ها، مشکلات و دعواها در بین آنها کاهش پیدا می کند. امروزه به دلیل اینکه نسل جوان پرتوقع تربیت شده اند به نسبت آستانه تحملشان نیز کاهش پیدا کرده است و همین ویژگی را می توان زمینه بروز بسیاری از اختلافات برشمرد. 

نهادهای خانواده و آموزش و پرورش به عنوان تاثیرگذار ترین نهادها در پرورش شخصیت کودکان باید برنامه های دقیق و جامع تری برای بروز حس مسئولیت پذیری در بین کودکان داشته باشند، در غیر این صورت جوانان بدون هیچ مسئولیتی پرورش می یابند و این کمبود در تربیت فرزندان آنها را در بزرگسالی با مشکلات عدیده ای مواجه می کند. 

از دیگر عوامل زمینه ساز طلاق در سال های اول زندگی می توان به دو ساختی شدن فکر و اندیشه دختران و پسران جامعه اشاره کرد. هم اکنون برداشت ها و سبک زندگی دختران و پسران جامعه متفاوت است؛ دختران امروزی با افکار مدرن مسائل را مورد بررسی قرار می دهند اما پسران هنوز گذشته نگر و سنتی هستند. در چنین شرایطی زوج ها با تحمل این دوران پرتلاطم می توانند با آرامش در کنار هم زندگی کنند، در غیر این صورت زندگی به سمت طلاق عاطفی و در ادامه طلاق قطعی پیش خواهد رفت.

گذشت و ایثار دو راهکار مهم در زندگی:

در زندگی زناشویی چنانچه گذشت نباشد زندگی به سختی می گذرد. بنابراین زن و شوهر باید در مقابل یکدیگر گذشت داشته باشند و وضعی پیش نیاورند که با لجاجت، زندگی را بر خود تلخ کنند. 

زن و شوهری که در موارد اختلاف، از خود گذشت نشان می دهند و خطاهای یکدیگر را تحمل می کنند، در راستای سعادت و زندگی شاد و شیرین زناشویی پیش می روند. چنانچه روابط بین همسران صمیمانه باشد، هیچ کدام از آنها انتظار ندارد در ازای از خودگذشتگی، چیزی دریافت کند. این امر نشانه عشق و صمیمیت زیاد بین آنهاست. فقط زوج های ناموفق در اندیشه جبران خوبی های خود هستند. 

در زندگی مشترک دو فرد از دو خانواده با دو فرهنگ و شیوه تربیتی متفاوت در کنار هم قرار گرفته اند و به نسبت چند سالی طول می کشد تا افراد موفق به شناخت یکدیگر شوند. پس در چنین شرایطی نباید زمینه بروز ناملایمات یا تشدید ناهنجاری ها را به وجود آورد، بلکه با کمی گذشت و شناخت بیشتر می توان افسار زندگی را به دست گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *